<p>پسران آلمانی مشغول خواندن یکی از شماره های روزنامه "Der Stuermer"هستند که در تابلوی اعلانات در ورودی مرکز فرماندهی حزب نازی نصب شده است. شعار آلمانی ها (که تا حدی نامفهوم است) زیر تابلوی اعلانات این است: "یهودیان مسبب بدبختی ما هستند." آلمان، 1937.</p>

مطبوعات در رایش سوم

  • Twitter
  • Facebook
  • ​نقل قول
  • چاپ
  • فارسی

    این صفحه به زبان های دیگر نیز در دسترس است:

در دست گرفتن کنترل مطبوعات

هنگامی که آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۳ قدرت را به دست گرفت، حکومت نازی کمتر از سه درصد از ۴۷۰۰ نشریه‌ی آلمان را کنترل می‌کرد.

حذف سیستم چندحزبی سیاسی آلمان، نه تنها پایان عمر صدها روزنامه‌ی منتشر شده توسط احزاب سیاسی ممنوعه را به دنبال داشت، همچنین به دولت این اجازه را داد تا ماشین‌آلات چاپ و تجهیزات احزاب کمونیست و سوسیال دموکراتیک را مصادره کنند که اغلب سرمایه‌ی آنها مستقیماً به دست حزب نازی می‌رسید. در ماه‌های بعد، حکومت نازی یا کنترل ارگان‌های مستقل را به دست گرفت و یا در آنها اعمال نفوذ کرد.

طی چند هفته‌ی اول سال ۱۹۳۳، برای ایجاد ترس در مورد وقوع یک «شورش کمونیست»، رژیم نازی رادیو، مطبوعات و فیلم‌های خبری را به کار گرفت. پس از آن، نگرانی‌های متداول را به مسائل سیاسیی که آزادی‌های مدنی و دموکراسی را ریشه کن می‌کرد، مرتبط نمود. اس ای (گارد حمله) و اعضای تشکیلات شبه نظامی منتخب نازی، یعنی اس‌اس، برای خشونت یا دستگیری مخالفان سیاسی به خیابان‌ها ریختند و افراد را در بازداشگاه‌ها و اردوگاه‌هایی زندانی کردند که به طور شتابان ساخته شده بودند. نازی‌ها به دفاتر حزب‌های سیاسی مخالف یورش برده و دستگاه‌های چاپ و نشریه‌ها را نابود کردند.

مدیران اجرایی فرانز اهر, دفتر نشر حزب نازی، با استفاده از شرکت‌های مادر، مالکیت جدید را پنهان وامپراطوری عظیمی به راه انداختند و با ایجاد رقابت توانستند روزنامه‌ها را زیر قیمت بازار خریداری نمایند. برخی از روزنامه‌های مستقل، به ویژه روزنامه‌های محافظه کار و هفته‌نامه‌های مصور غیرسیاسی از طریق خودسانسوری یا ابتکار در پرداختن به موضوعات موردتأیید، خود را با رژیم وفق دادند.

«آریایی سازی»

طی اقدامات «آریایی سازی» تجارت‌ها، رژیم کنترل شرکت‌های نشر اولشتین (Ullstein) و موس (Mosse) را که به یهودیان تعلق داشت نیز به دست گرفت.

شرکت اولشتین که روزنامه‌ی مشهور برلن با نام Vossische Zeitung را منتشر می‌کرد، تا سال ۱۹۳۳ بزرگترین شرکت نشر در اروپا بود و ۱۰ هزار نفر در آن مشغول به کار بودند. در سال ۱۹۳۳، مقامات آلمان، خانواده‌ی اولشتین را مجبور به کناره گیری از سمت هیئت مدیره‌ی شرکت کرده و در سال بعد آنها را وادار به فروش دارایی‌های شرکت نمودند .

مالکین یک دفتر تبلیغات جهانی، یعنی خانواده‌ی موس چندین نشریه‌ی مهم لیبرال مانند Berlin Tageblatt را منتشر می کردند که بیشتر مورد تنفر نازی‌ها بود. خانواده موس روز بعد از به قدرت رسیدن هیتلر از آلمان فرار کردند. تعداد بسیاری از روزنامه‌نگاران مشهور و برجسته نیز از ترس مرگ یا زندانی شدن، از کشور فرار کردند. مالکین آلمانی و غیریهودی روزنامه‌ها، به جای آنها، افراد آماتور بی تجربه را جایگزین کردند که آموزش‌های درستی ندیده بودند اما به حزب نازی وفادار بودند. همچنین روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و باتجربه‌ای را که برای حفظ و حتی ارتقای شغلی خود آماده همکاری با رژیم بودند را استخدام کردند.

وزارت تبلیغات و دفتر نشر رایش

وزارت تبلیغات از طریق دفتر نشر رایش، کنترل اتحادیه‌ی انتشارات آلمان را به دست گرفت. این اتحادیه، روی ورود افراد به این حرفه نظارت می‌کرد. بر اساس قانون جدید سردبیران، مصوب ۴ اکتبر ۱۹۳۳، اتحادیه‌، روزنامه‌نگاران و سردبیرانی را که به عنوان «نژاد خالص» ثبت شده بودند نگاه داشت و یهودیان و افرادی را که با یهودی ازدواج کرده بودند از این حرفه محروم کرد. مسئولین وزارت تبلیغات از سردبیران و روزنامه‌نگارانی که برای کار در این حوزه در دفتر نشر رایش ثبت نام کرده بودند، انتظار داشت تا از قوانین و دستورالعمل‌های ارسال شده از سوی وزارت، پیروی کنند. در بند ۱۴ این قانون، رژیم سردبیران را مقرر به حذف مواردی نمود که «موجب تضعیف قدرت رایش در خارج یا در وطن می‌شد.»

علاوه بر این، وزارت تبلیغات قصد داشت تا از طریق دستورالعمل‌های توزیع شده در کنفرانس‌های روزانه در برلن و مخابره شده از طریق دفاتر تبلیغات حزب، محتوای اخبار و صفحات سرمقاله را در نشریات محلی یا منطقه کنترل کند. دستورالعمل‌ها به تفصیل چگونگی گزارش اخبار را شرح می‌دادند و یا تعیین می‌کردند که چه داستان‌هایی قابل گزارش هستند یا نیستند. روزنامه‌نگاران یا سردبیرانی که از این دستورالعمل‌ها پیروی نمی‌کردند ممکن بود اخراج شوند و یا اگر باور بر این بود که این افراد با قصد آسیب به حکومت آلمان فعالیت می‌کنند، به اردوگاه کار اجباری فرستاده می‌شدند. دستگاه تبلیغات نازی، به جای سرکوب، به دنبال کنترل جدی جریان و تفسیر اخبار و همچنین جلوگیری از دسترسی به منابع جایگزین آن بود.

به سوی پایان جنگ جهانی دوم

تا سال ۱۹۴۴ کمبود کاغذ و جوهر، حکومت نازی را مجبور به محدود کردن تمامی روزنامه‌ها اول به هشت، سپس چهار و در نهایت دو صفحه کرد. از زمان به حکومت رسیدن حکومت نازی در سال ۱۹۳۳، از ۴۷۰۰ روزنامه منتشر شده در آلمان، کمتر از۱۱۰۰ روزنامه باقی ماند. تقریباً نیمی از روزنامه‌ها هنوز در اختیار مالکین خصوصی یا مؤسسه‌ها بودند، اما این روزنامه‌ها با رعایت کامل قوانین نشر دولت فعالیت می‌کردند و تنها مطالب مطابق با دستورالعمل‌های صادر شده از سوی وزارت تبلیغات را منتشر می‌نمودند. تیراژ این روزنامه‌ها تقریباً ۴.۴ میلیون بود در حالیکه تیراژ ۳۲۵ روزنامه و چاپ‌های متعدد آنها در مناطق متفاوت با مالکیت حزب نازی به۲۱ میلیون می‌رسید. بسیاری از این روزنامه‌ها، تا پایان جنگ به انتشار خود ادامه دادند.

پس از اشغال آلمان، مقامات متفقین نشریات متعلق به ارگان‌های حزب نازی را توقیف و مصادره کردند. آخرین ایستگاه رادیویی باقیمانده آلمان که در فلنزبرگ (Flensberg)، در نزدیکی مرز دانمارک واقع شده بود، در تاریخ ۹ مه ۱۹۴۵ آخرین برنامه‌ی خود را به نام دولت سوسیال- ملی پخش کرد. پس از گزارش اخبار تسلیم بی‌قید و شرط نیروهای آلمان در برابر متفقین، پخش این رادیو متوقف شد.

پس از جنگ

پس از جنگ، در مناطق اشغالی آلمان توسط آمریکا، دولت نظامی بر این باور بود که راه اندازی مجدد یک نشریه رایگان برای حذف نازیسم و آموزش مجدد آلمانی‌ها حیاتی و همچنین برای ایجاد دموکراسی در آلمان ضروری است. بنابراین، اولین روزنامه‌ی آلمانی مورد تأیید فرمانده‌ی عالی نظامی آمریکا، در تاریخ ۲۴ ژانویه ۱۹۴۵ در آخن، یعنی سه ماه پس از تصرف این شهر توسط نیروهای آمریکا منتشر شد.

هانتس فریتشه (Hans Fritzsche) رئیس بخش رادیویی وزارت تبلیغات و یولیوس استریشر (Julius Streicher) ویراستار روزنامه Der Stürmer، از افرادی بودند که به عنوان جنایتکاران اصلی جنگ در دادگاه نظامی بین‌المللی در نورنبرگ توسط متفقین محاکمه شدند.

Thank you for supporting our work

We would like to thank The Crown and Goodman Family and the Abe and Ida Cooper Foundation for supporting the ongoing work to create content and resources for the Holocaust Encyclopedia. View the list of all donors.