Adolf Hitler was a frontline soldier during World War I

آدولف هیتلر: سال‌های نخست، ۱۹۲۱– ۱۸۸۹

آدولف هیتلر (۱۹۴۵–۱۸۸۹)، رهبر حزب نازی و دیکتاتور آلمان نازی از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۳۳ بود. تحت رهبری او، آلمان نازی مرتکب هولوکاست، آزار و اذیت و قتل سیستماتیک یهودیان اروپا شد. هیتلر از کودکی و تا بزرگسالی در معرض ایده‌های سیاسی و اجتماعی قرار داشت که بعدها به عناصر کلیدی ایدئولوژی نازی تبدیل شدند. او در سال ۱۹۲۱ به  رهبری حزب نازی رسید.

وقایع کلیدی

  • 1

    در جوانی، دولف هیتلر تحت تأثیر یهودستیزی و ناسیونالیسم قومی از طریق مدرسه، مطبوعات و زندگی سیاسی قرار گرفت.

  • 2

    هیتلر در جوانی رویدادهای مهم تاریخی را تجربه کرد که مسیر تاریخ آلمان را تغییر داد و رشد سیاسی‌اش را شکل داد.

  • 3

    پس از جنگ جهانی اول، هیتلر به ستاره‌ای نوظهور در عرصه سیاست مونیخ تبدیل شد. در آنجا، ایده‌های ناسیونالیستی افراطی، ضددموکراتیک، ضدکمونیستی و یهودستیزانه‌اش تشدید شدند.

Adolf Hitler stands with an SA unit during a Nazi parade in Weimar

آدولف هیتلر در رژه‌ی نازی‌ها در وایمار، شهری که قانون اساسی جمهوری وایمار در سال ۱۹۱۹ در آن تدوین شد، در کنار یک یگان اس‌آ (SA) ایستاده است. وایمار، آلمان، ۱۹۳۱.

منابع، اعتبار:
  • US Holocaust Memorial Museum, courtesy of James Sanders

آدولف هیتلر (۱۹۴۵–۱۸۸۹)، رهبر حزب نازی و دیکتاتور آلمان نازی در سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۳۳ بود. به دلیل جنایاتی که رژیم آلمان نازی تحت رهبری او مرتکب شد، عموما به عنوان نماد شر شناخته می‌شود. به‌ویژه، نقش او در جنگ جهانی دوم و هولوکاست، یعنی آزار و اذیت سیستماتیک و کشتار یهودیان اروپا، سبب این بدنامی شده است.

زندگی هیتلر اغلب با افسانه‌ها و روایت‌های گوناگون همراه است. بسیاری از این داستان‌ها ترسناک، خیالی یا اغراق آمیز هستند. برخی از این افسانه‌ها از خود هیتلر و روایت (عمدتاً تخیلی) زندگی‌اش کتاب «نبرد من» سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر هم از سوی مخالفان سیاسی او با هدف بی‌اعتبار ساختن او مطرح شدند. در دهه‌های پس از مرگ او نیز روایت‌های تازه‌ای مطرح شده‌اند. منشاء بسیاری از این افسانه‌ها، تلاش برای درک شخصیت هیتلر و جنایات اوست. چه چیزی در این مرد وجود داشت که میلیون‌ها نفر را برای ارتکاب این‌گونه رفتارهای غیرقابل تصور سوق داد؟

سال‌های نخست زندگی هیتلرنقش مهمی در شکلگیری ایدئولوژی او داشت. در این دوره، او با ایده‌هایی آشنا شد که بعدها به پایه‌های جهان‌بینی او تبدیل شدند. این ایده‌ها شامل ناسیونالیسم قومی افراطی آلمانی؛ یهودستیزی نژادی؛ مخالفت با دموکراسی لیبرال؛ و ضد کمونیسم می‌شد. اینکه هیتلر چه زمان و چرا جهان‌بینی افراطی و رادیکال را پذیرفت، همچنان موضوع بحث‌های تاریخی است.

افسانه‌هایی درباره پیشینه‌ی خانوادگی هیتلر

دو افسانه اصلی در مورد پیشینه‌ی خانوادگی آدولف هیتلر وجود دارد. نخست، ادعای یهودی بودن پدربزرگ او و مورد دوم، این ادعا  که نام خانوادگی واقعی هیتلر «شیکلگروبر» بوده است. هیچ‌کدام از این افسانه‌ها درست نیست.

آیا پدربزرگ هیتلر یهودی بود؟

خیر. هیچ مدرکی مبنی بر یهودی بودن پدربزرگ آدولف هیتلر وجود ندارد. این شایعه‌ی بی‌اساس در اوایل دهه‌ی ۱۹۲۰ میلادی مطرح شد.

این افسانه احتمالاً از ابهام درباره‌ی هویت پدربزرگ ناشی شده‌است. پدر هیتلر، آلویس (Alois)، حاصل رابطه‌ای خارج از ازدواج رسمی بود و مادرش ماریا آنا شیکلگروبر (Maria Anna Schicklgruber) نام داشت. در سوابق غسل تعمید آلویس، نام پدرش ذکر نشده بود. اگرچه اثبات این موضوع غیرممکن است، اما محتمل‌ترین گزینه‌ها برای پدر بیولوژیکی آلویسو در نتیجه پدربزرگ آدولف هیتلر، برادران هیدلر یعنی یوهان گئورگ یا یوهان نپوموک هستند. یوهان گئورگ بعدها ناپدری آلویس شد و یوهان نپوموک نیز در بزرگ شدن او نقش داشت. در سال ۱۸۷۶، نام یوهان گئورگ (Johann Georg) رسماً به عنوان پدر آلویس در گواهی تولدش ثبت شد. هیچ‌کدام از آن دو مرد یهودی نبودند. هیچ مدرکی مبنی بر رابطه خصوصی ماریا آنا با یک مرد یهودی وجود ندارد.

آیا نام خانوادگی واقعی آدولف هیتلر شیکلگروبر بود؟

خیر، نام خانوادگی آدولف هیتلر هرگز شیکلگروبر نبود، هرچند این  نام در خانواده‌ی او وجود داشت. شیکلگروبر نام خانوادگی مادربزرگ پدری آدولف هیتلر بود. از آنجا که پدرش، آلویس، حاصل رابطه‌ای نامشروع بود، او تا بزرگسالی از نام خانوادگی «شیکلگروبر» استفاده می‌کرد. در سال ۱۸۷۶، زمانی که آلویس نام ناپدری‌اش را به طور رسمی ثبت کرد، نام خانوادگی‌ خود را به «هیتلر» تغییر داد. «هیتلر» شکل دیگری از «هیدلر» بود. آلویس این نام خانوادگی را به فرزندانش از جمله آدولف هیتلرمنتقل کرد.

کودکی و نوجوانی هیتلر

آدولف هیتلر در ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در شهر براوناو آم این (Braunau am Inn) در امپراتوری اتریش-مجارستان (اتریش امروزی) در خانواده‌ی آلویس و کلارا (با نام خانوادگی پولتسل) به دنیا آمد. او در کلیسای کاتولیک رومی غسل تعمید داده شد. پدرش آلویس (۱۹۰۳–۱۸۳۷) یک کارمند میان‌رده‌ی گمرک بود و کلارا (۱۹۰۷–۱۸۶۰) همسر سوم او بود. این زوج شش فرزند داشتند که چهار نفر آنها در نوزادی یا کودکی درگذشتند. خواهر کوچکتر آدولف هیتلر، پائولا، در سال ۱۸۹۶ به دنیا آمد. هیتلر همچنین دو خواهر و برادر ناتنی بزرگتر از خود از ازدواج دوم پدرش داشت.

خانواده‌ی هیتلر در دوران کودکی آدولف چندین بار نقل مکان کردند. در سال ۱۸۹۸، آنها در روستایی در حومه‌ی شهر لینتس اتریش ساکن شدند. آدولف هیتلر چندین سال در لینتس به مدرسه رفت اما در درس‌هایش با مشکل مواجه بود.

مواجهه هیتلر با ناسیونالیسم آلمانی

در مدرسه، هیتلر با ایده‌های ناسیونالیستی آلمانی که در آن زمان در لینتس رواج داشت، آشنا شد. احتمالاً در همانجا بود که او با دیدگاه گئورگ ریتر فون شونرر آشنا شد کسی که استدلال می‌کرد که همه‌ی آلمانی‌‌تبارها باید در یک کشور متحد شوند و با امپراتوری چندملیتی اتریش-مجارستان مخالفت می‌کرد. شونرر همچنین یهودی‌ستیزی نژادپرستانه را ترویج می کرد.

رویاهای هنری ناکام هیتلر

آدولف هیتلر در جوانی آرزو داشت هنرمند شود. به گفته‌ی خود او، به شدت با پدرش که می‌خواست او وارد خدمات دولتی اتریش-مجارستان شود، مشاجره می‌کرد. پس از مرگ پدرش در سال ۱۹۰۳، هیتلر مادرش را متقاعد کرد که به او اجازه دهد رویای هنرمند شدن را دنبال کند. در پاییز ۱۹۰۷، هیتلر در آزمون ورودی آکادمی هنرهای زیبای وین شرکت کرد اما درخواستش رد شد.

هیتلر«هنرمند ناکام»، حتی در قرن بیست‌و یکم، همچنان دستمایه‌ی شوخی‌ها و روایت‌های ساختگی تاریخی درباره‌ی این دیکتاتور آلمانی است.

پزشک یهودی کلارا هیتلر

یک افسانه‌ی رایج وجود دارد که آدولف هیتلر به دلیل یک پزشک یهودی که مادرش را درمان می‌کرد، از یهودیان متنفر شد. با این حال، شواهد موجود، خلاف این موضوع را نشان می‌دهند.

در سال ۱۹۰۷، هیتلر به مراقبت از مادرش که بر اثر سرطان سینه در حال مرگ بود، کمک می‌کرد. پزشک او، دکتر ادوارد بلوخ، فردی یهودی بود. هیتلر و دکتر بلوخ رابطه‌ی خوبی برقرار کردند. هیتلر قدردان کمک و مراقبت دکتر بلوخ بود. کلارا در دسامبر ۱۹۰۷ درگذشت. سال‌ها بعد، وقتی نازی‌ها اتریش را تصرف کردند، هیتلر ترتیبی داد که دکتر بلوخ و همسرش از بسیاری از سیاست‌های یهودستیزانه رژیم مستثنا شوند.

حضور هیتلر در وین، ۱۹۱۳–۱۹۰۸

در اوایل سال ۱۹۰۸، چند هفته پس از مرگ مادرش کلارا، هیتلر به وین نقل مکان کرد. برخلاف لینتس، که جمعیتی عمدتاً آلمانی داشت، وین شهری چند قومیتی، چند ملیتی و چند مذهبی بود. این شهر، جمعیت قابل توجهی از یهودیان و چک‌هارا در خود جای داده بود. هیتلر تا ماه می ۱۹۱۳ در این شهر ماند.

سبک زندگی هیتلر در وین

در ابتدا، هیتلر در وین زندگی نسبتاً خوبی داشت. ارث هنگفتی از والدینش برایش به جا مانده بود و کار نمی‌کرد. در سال‌های ۱۹۰۹-۱۹۰۸، برای دومین بار درخواست او برای پذیرش در آکادمی هنرهای زیبا رد شد و ارتباطش با خانواده‌اش قطع گشت. در پایان سال ۱۹۰۹، ارث هیتلر به پایان رسید و او دچار فقر شد. او ناچار شد مدتی در پناهگاه بی‌خانمان‌ها و سپس در یک خوابگاه مردانه زندگی کند. در این دوره، هیتلر شروع به نقاشی آبرنگ از مناظر وین کرد و در ابتدا با کمک یک شریک تجاری آنها را فروخت.

مواجهه‌ی هیتلر با یهودستیزی سیاسی در وین

در دو سال نخست اقامت هیتلر در وین ، سیاستمدار یهودستیز، کارل لوگر، شهردار شهر بود. لوگر از بنیانگذاران حزب سوسیال مسیحی اتریش ( Christlichsoziale Partei ) بود و از یهودستیزی اقتصادی و تاکتیک‌های  نوین سیاسی برای جلب حمایت انتخاباتی استفاده می‌کرد.

هیتلر بعدها ادعا کرد که ایدئولوژی سیاسی یهودستیزانه‌اش در وین شکل گرفته است و لوگر و روزنامه‌های یهودستیز شهر تا حدودی الهام‌بخش او بوده‌اند. با این حال، شواهد نشان می‌دهند که این ادعا احتمالاً درست نیست. هیتلر در وین، آشنایان و شرکای تجاری یهودی داشت. بر اساس شواهد موجود، او تا پس از ترک وین، هنوز یک ایدئولوژی یهودستیزانه‌‌ی منسجم را نپذیرفته بود. با این حال، این دوره‌ی زمانی، احتمالاً  بر شکل‌گیری باورها و سیاست‌های یهودستیزانه‌ی او تأثیر گذاشت. 

هیتلر در مونیخ، ۱۹۱۴–۱۹۱۳

در ماه می ۱۹۱۳، هیتلر وین را ترک کرد و به مونیخ، پایتخت ایالت باواریای آلمان نقل مکان کرد. باواریا بخشی از امپراتوری آلمان بود. او برای فرار از مجازات به دلیل فرار از خدمت سربازی در اتریش-مجارستان، به مونیخ نقل مکان کرد.  هزینه‌ی نقل مکانش را با آخرین ارثی که از او به جا مانده بود تأمین کرد. در مونیخ، هیتلر همچنان به زندگی عادی‌اش ادامه داد و از فروش نقاشی‌های آبرنگ و طرح‌هایش امرار معاش می‌کرد.

خدمت سربازی هیتلر در زمان جنگ جهانی اول، ۱۹۱۸–۱۹۱۴

Stretcher bearers carry a wounded soldier during the Battle of the Somme.

حمل یک سرباز زخمی بر روی برانکارد در جریان نبرد سم در جنگ جهانی اول.
فرانسه، سپتامبر ۱۹۱۶ IWM (Q 1332

منابع، اعتبار:
  • Imperial War Museum - Photograph Archive

آدولف هیتلر با شور و شوق، از آغاز جنگ جهانی اول در تابستان ۱۹۱۴ استقبال کرد. در دوم اوت - همزمان با آغاز جنگ - هیتلر ۲۵ ساله در یک مراسم میهن‌پرستانه در میدان مرکزی مونیخ، اودئونزپلاتس، شرکت کرد. سال‌ها بعد، عکاس او، هاینریش هوفمان، تصویر هیتلر جوان را در میان جمعین آن‌روز شناسایی کرد. این عکس بعدها به یکی از تصاویر تبلیغاتی معروف در آلمان نازی تبدیل شد.

پیوستن هیتلر به ارتش باواریا

با وجود اینکه هیتلر شهروند خارجی بود، در اوت ۱۹۱۴ به ارتش باواریا پیوست. در طول جنگ جهانی اول، ارتش باواریا بخشی از ارتش آلمان محسوب می‌شد. هیتلر در هنگ شانزدهم پیاده نظام ذخیره‌ی باواریا خدمت کرد. پس از یک دوره‌ی آموزش نظامی کوتاه و سریع، این واحد در پاییز ۱۹۱۴ به بلژیک اعزام شد و در نبرد اول ایپر (اکتبر-نوامبر ۱۹۱۴) شرکت کرد. این تنها تجربه‌ی هیتلر از حضور مستقیم خط مقدم بود.

رتبه‌ی نظامی و مدال‌های هیتلر

در نوامبر ۱۹۱۴، هیتلر به گفرایتر، دومین سطح ترفیع برای یک سرباز وظیفه، ارتقا یافت. درجه‌ای که تقریباً معادل سرباز وظیفه درجه یک در ارتش ایالات متحده بود. او هرگز ترفیع دیگری نگرفت. این درجه گاه به اشتباه در انگلیسی به عنوان «سرجوخه موقت» ترجمه شده است. در طول جنگ، او چندین مدال دریافت کرد، از جمله صلیب آهنین درجه ۲ در دسامبر ۱۹۱۴ و صلیب آهنین درجه ۱ در اوت ۱۹۱۸.

هیتلر به عنوان پیام‌رسان

در نوامبر ۱۹۱۴، هیتلر به عنوان پیام‌رسان منصوب شد. وظیفه‌ی او انتقال پیام‌ها به ستاد فرماندهی هنگ و بازگرداندن آنها بود. او دیگر در خط مقدم نمی‌جنگید. طی چهار سال بعد، هنگ او در نبردهای متعددی در بلژیک و فرانسه در جبهه‌ی غرب شرکت کرد. در این مدت، هیتلر اغلب چندین کیلومتر پشت خطوط مقدم قرار داشت. با این حال، در اکتبر ۱۹۱۶ در جریان نبرد سُم، بر اثر اصابت ترکش گلوله‌ی توپ به رانش، زخمی سطحی برداشت.

تجربیات هیتلر در جبهه‌ی داخلی

اگرچه هیتلر در بیشتر دوران جنگ جهانی اول، در واحد خود مشغول خدمت فعال بود، اما مدتی را نیز در جبهه‌ی داخلی آلمان گذراند. پس از زخمی شدن در اکتبر ۱۹۱۶، حدود دو ماه در یک بیمارستان نظامی در نزدیکی برلین بستری شد. او در زمستان ۱۹۱۷-۱۹۱۶، هم در مونیخ و هم در برلین، شاهد گرسنگی گسترده در میان غیرنظامیان آلمانی بود، گرسنگی‌ای که ناشی از برداشت کم محصول و محاصره‌ی غذایی زمان جنگ به وجود آمده بود. یک سال و نیم بعد، در سپتامبر ۱۹۱۸ و در دوران مرخصی، هیتلر فروپاشی کامل روحیه را در جبهه‌ی داخلی آلمان مشاهده کرد. این تجربیات تأثیر ماندگاری بر او گذاشت و بعدها بر تصمیماتی که در مورد تأمین غذا در طول جنگ جهانی دوم گرفت، نقش داشت.

تأثیر جنگ جهانی اول

در اکتبر ۱۹۱۸، هیتلر در اثر حمله‌ی گاز خردل زخمی شد و به بیمارستان نظامی پاسوالک منتقل شد. در همان‌جا و در دوران نقاهتش، خبر آتش‌بس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸، سرنگونی قیصر ویلهلم دوم و انقلاب آلمان به او رسید. انزجار و ناامیدی او از این رویدادها بعدها به بخش مهمی از اسطوره‌ها و ایدئولوژی‌اش تبدیل شد.

تجربیات هیتلر در مونیخ پس از جنگ جهانی اول

درحالی‌که بیشتر سربازان پس از جنگ جهانی اول به سرعت از خدمت خارج شدند، هیتلر تصمیم گرفت در ارتش باواریا باقی بماند. بدون خانواده، دوستان، محل زندگی یا چشم‌انداز شغلی، او هیچ جای دیگری برای رفتن نداشت. او از پاییز ۱۹۱۸ تا پایان مارس ۱۹۲۰ در ارتش باقی ماند. در این مدت، تحولات سیاسی با سرعت در اطرافش جریان داشت.

تغییرات سیاسی در مونیخ ۱۹۱۹–۱۹۱۸

وقتی هیتلر در اواخر نوامبر ۱۹۱۸ به مونیخ بازگشت. این شهر در بحبوحه‌ی تغییرات سیاسی قرار داشت. در ۷ و ۸ نوامبر، انقلابیون در باواریا، پادشاه لودویگ سوم را سرنگون کردند و یک دولت جمهوری دموکراتیک تأسیس نمودند. از نوامبر ۱۹۱۸ تا فوریه ۱۹۱۹، رهبری این دولت جدید، یک سوسیالیست یهودی به نام کورت آیزنر بود. آیزنر در فوریه ۱۹۱۹ ترور شد. جانشین او، یوهانس هوفمامن، در پی تلاش کمونیست‌ها برای تصرف شهر، سرانجام از آن بیرون رانده شد. در آوریل تا مه ۱۹۱۹، جمهوری شورایی باواریا (به معنای «جمهوری شوراهای باواریا»)، به عنوان یک دولت کمونیستی، کنترل شهر را به دست گرفتند. دولت هوفمان با کمک ایالت‌ها و شبه‌نظامیان همسایه، این حکومت را سرکوب کرد. این سرکوب واکنش شدید ضد کمونیستی را به دنبال داشت که طی آن صدها نفر کشته شدند.

در تمام این تحولات سیاسی، هیتلر به خدمت در ارتش باواریا ادامه داد. او با وجود آنکه امکان ترک خدمت را داشت، این کار را نکرد. به این ترتیب، هیتلر که به دلیل مخالفت آشکارش با دموکراسی پارلمانی و کمونیسم شناخته می‌شود، عملاً به صورت داوطلبانه برای هر دو نوع حکومت خدمت کرده بود.

یهودستیزی در مونیخ پس از جنگ

در طول جنگ جهانی اول و پس از آن، یهودستیزی در سراسر آلمان رو به افزایش بود. بسیاری از آلمانی‌ها، یهودیان را مسئول شکست آلمان در جنگ جهانی اول، انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ و گسترش کمونیسم می‌دانستند.

هیتلر این فضای شدیداً یهودستیزانه را در مونیخ پس از جنگ تجربه کرد. مونیخ به یکی از کانون‌های اصلی احساسات ضد یهودی تبدیل شده بود. یهودستیزی در مونیخ در تابستان و پاییز ۱۹۱۹ و در واکنش به رویدادهای جهانی شدت بیشتری یافت. از یک سو، بسیاری از مردم مونیخ و دیگر مناطق، یهودیان را سپر بلای اقدامات جمهوری کمونیستی شوروی باواریا قرار دادند. از سوی دیگر خشم‌  عمومی نسبت به دولت آلمان به دلیل امضای پیمان ورسای رنگ و بوی یهودستیزانه گرفت. در سال ۱۹۱۹، یک نشریه با محوریت بر نظریه‌ی توطئه یهودستیزانه با عنوان «پروتکل بزرگان صهیون »، به زبان آلمانی منتشر شد. در ماه‌ها و سال‌های پس از آن، آدولف هیتلر بسیاری از ایده‌های یهودستیزانه و نظریه‌های توطئه رایج در مونیخ پس از جنگ و آلمان را پذیرفت و گسترش داد.

در چنین فضایی، جنبش‌های یهودستیزانه‌ی راست‌گرای افراطی در مونیخ رشد کردند. و در همین محیط بود که هیتلر به عنوان یک سخنران سیاسی پر انرژی و تأثیرگذار شناخته شد.

German territorial losses, Treaty of Versailles, 1919

آلمان در جنگ جهانی اول شکست خورد. قوای فاتح جنگ (ایالات متحده، بریتانیای کبیر، فرانسه و دیگر متفقین) در معاهده ورسای در سال 1919، به لحاظ ارضی، نظامی و اقتصادی، شروطی تنبیهی به آلمان شکست خورده تحمیل کردند. در غرب، آلمان آلزاس- لورن را به فرانسه بازگرداند. این منطقه بیش از 40 سال پیش به اشغال آلمان درآمده بود. افزون بر این، بلژیک نواحی اویپن و مالمدی را دریافت کرد؛ منطقه صنعتی "زار" به مدت 15 سال تحت سرپرستی جامعه ملل قرار گرفت؛ و اشلسویش شمالی نیز به دانمارک تعلق گرفت. راین لند نیز سرانجام به یک ایالت غیرنظامی تبدیل شد- به این معنا که نیروها یا استحکامات نظامی آلمان اجازه حضور در آن منطقه را نداشتند. در شرق، لهستان قسمت هایی از پروس غربی و سیلسیا را از آلمان گرفت. علاوه بر این، چکوسلواکی منطقه هولچین را از آلمان گرفت؛ شهر عمدتاً آلمانی دانزیگ نیز تحت حمایت جامعه ملل، به شهری آزاد تبدیل شد و "مِمِل"- ناحیه ای کوچک در پروس شرقی در امتداد دریای بالتیک- نیز در نهایت تحت کنترل لیتوانی قرار گرفت. در خارج از قاره اروپا نیز آلمان همه مستعمرات خود را از دست داد. در مجموع، آلمان 13 درصد از سرزمین های اروپایی خود (بیش از 27000 مایل مربع) و همچنین یک دهم از جمعیت خود (بین 6.5 تا 7 میلیون نفر) را از دست داد.

منابع، اعتبار:
  • US Holocaust Memorial Museum

اولین اظهارات و سخنرانی‌های یهودستیزانه هیتلر

در سال ۱۹۱۹ هیتلر به اداره‌ی اطلاعات وابسته به اداره‌ی نظامی باواریا پیوست. این اداره وظیفه‌ی جمع‌آوری اطلاعات درباره‌ی احزاب سیاسی مدنی و "آموزش سیاسی" ضد کمونیستی به نیروها را برعهده داشت. در ماه ژوئیه، هیتلر در یک دوره‌ی آموزشی تبلیغات ضد کمونیستی شرکت کرد و در آنجا، سخنرانی‌هایی درباره‌ی تاریخ و سیاست شنید که احتمالاً بر برخی از دیدگاه‌های او تأثیر گذاشتند. تابستان همان سال، هیتلر دریافت که سخنران بااستعدادی‌ست و شروع به پرورش این توانایی‌اش کرد. در اوت ۱۹۱۹، او نخستین سخنرانی‌های سیاسی یهودستیزانه‌اش را برای سربازان ایراد کرد.

مهارت‌های ارتباطی او توجه سرپرستش را جلب کرد و به او ماموریت داده شد تا به صورت کتبی به پرسش یکی از دانشجویان در مورد آنچه «مسئله‌ی یهود» نامیده می‌شد، پاسخ دهد. هیتلر در نامه‌ای به تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۱۹، یهودیان را به عنوان یک نژاد (« Rasse ») معرفی کرد و دروغ‌هایی درباره‌ی یهودیان تکرار کرد که ریشه در یهودستیزی اقتصادی، ملی‌گرایانه و نژادی داشتند. در این نامه، او همچنین خواستار تشکیل یک دولت ملی‌گرا و قوی شد که یهودیان را به طور کامل از آلمان بیرون کند.

ارتقاء به رهبری حزب نازی

در چارچوب وظایفش در اداره‌ی اطلاعات، هیتلر در ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۹ در جلسه‌ای از حزب کوچک کارگران آلمان «دی ای پی» (Deutsche Arbeiterpartei یا DAP) شرکت کرد. به گفته‌ی خودش، در آن جلسه، سخنرانی بداهه‌ای ایراد کرد که رهبران حزب را چنان تحت تأثیر قرار داد که او را به عضویت حزب تشویق کردند. ظرف یک ماه، هیتلر با شماره‌ی عضویت ۵۵۵ به حزب پیوست. هیتلر بعدها به دروغ ادعا کرد که شماره‌ی عضویتش هفت بوده است.

هیتلر اولین سخنرانی رسمی‌ خود را برای حزب کارگران آلمان (DAP) در شانزده اکتبر ۱۹۱۹ در یک آبجوفروشی ایراد کرد. به دلیل توانایی‌های سخنوری‌اش، هیتلر به سرعت در رده‌های رهبری حزب کارگران آلمان ارتقا یافت و به رهبران حزب در نوشتن برنامه‌ی سیاسی حزب کمک کرد. این برنامه در یک گردهمایی عمومی بزرگ به ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ در هوف‌بروی‌هاوس مونیخ توسط هیتلر اعلام شد. اندکی پس از آن، حزب  نامش را به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان ( Nationalsozialistische Deutsche Arbeiterpartei یا NSDAP) تغییر داد که به نام حزب نازی شناخته شد.

در پایان مارس ۱۹۲۰، هیتلر ارتش باواریا را ترک کرد و به یک اتاق اجاره‌ای کوچک، نزدیک مرکز شهر، نقل مکان کرد. از آن پس، او خود را تمام وقت، وقف سیاست کرد. منابع درآمد او، شامل پرداخت برای سخنرانی‌های سیاسی‌ می‌شد. وی همچنین از حزب نازی و حامیان مالی آن پول و مزایا دریافت می‌کرد.

در اواسط سال ۱۹۲۱، هیتلر خود را به عنوان رهبر حزب نازی تثبیت کرد و در همین نقش بود که به یکی از مهمترین و مخرب‌ترین چهره‌های سیاسی تاریخ تبدیل شد.

Adolf Hitler addresses an SA rally, Dortmund, Germany, 1933

 آدولف هیتلر در یکی از تجمعات اس آ (نیروی شبه نظامی حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان) سخنرانی می‌کند. دورتموند، آلمان ۱۹۳۳

 

منابع، اعتبار:
  • US Holocaust Memorial Museum, courtesy of William O. McWorkman

Thank you for supporting our work

We would like to thank Crown Family Philanthropies, Abe and Ida Cooper Foundation, the Claims Conference, EVZ, and BMF for supporting the ongoing work to create content and resources for the Holocaust Encyclopedia. View the list of all donors.

واژه‌نامه