Storefronts of Jewish-owned businesses damaged during the Kristallnacht ("Night of Broken Glass") pogrom.

کریستال‌ناخت:شب شیشه‌های شکسته

در شب ۱۰-۹ نوامبر ۱۹۳۸، رهبران آلمان نازی یک شورش سراسری یهودی‌ستزانه را سازمان‌دهی کردند که عمداً به نوعی طراحی شده بود که به صورت فوران خشم عمومی علیه یهودیان جلوه کند. در واقع، این رویداد مجموعه‌ای از خرابکاری، آتش‌سوزی و خشونت سازمان‌یافته بود که با حمایت مستقیم دولت انجام شد. این واقعه، بعدها با نام «کریستال‌ناخت» (شب شیشه‌های شکسته) شناخته شد. از آن به عنوان پوگروم نوامبر (November Pogrom) نیز یاد می‌شود.

وقایع کلیدی

  • 1

    در جریان شب کریستال‌ناخت، نازی‌ها بیش از ۱۴۰۰ کنیسه را به آتش کشیدند، هزاران مغازه‌ی متعلق به یهودیان را تخریب کردند، به آپارتمان‌ها و خانه‌های یهودیان یورش بردند و به نمادهای مذهبی یهودی بی‌حرمتی کردند. افزون بر آن، یهودیان مورد تحقیر، ضرب و شتم و در مواردی قتل قرار گرفتند.

  • 2

    به‌عنوان بخشی از کریستال‌ناخت، پلیس آلمان حدود ۲۶٬۰۰۰ مرد یهودی را فقط به دلیل یهودی بودن در اردوگاه‌های کار اجباری زندانی کرد.

  • 3

    پس از شب کریستال‌ناخت، رژیم نازی جامعه‌ی یهودی را مجبود کرد تا مبلغ یک میلیارد رایش مارک را به عنوان «غرامت تنبیهی» بپردازند. هم‌زمان، این رژیم به سرعت مجموعه‌ای از قوانین و مقررات یهودستیزانه را وضع کرد.

کریستال‌ناخت (شب بلورین) شورشی خشونت‌آمیز و یهودی‌ستیزانه بود که در در شب‌های ۹ و ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ ، در سراسر آلمان نازی رخ داد. در جریان این رویداد، گروه‌هایی از نازی‌ها و شماری از شهروندان آلمانی‌، عبادتگاه‌ها، مغازه‌ها و کسب‌و کارها، خانه‌ها و خود یهودیان را هدف قرار دادند. عاملان این جنایت شامل مقامات حزب نازی و اعضای سازمان‌های وابسته به آ، به‌ویژه اس‌اس و اس‌آ، و سازمان جوانان هیتلری بودند. افزون برآ، غیرنظامیان آلمانی که عضویت رسمی در این سازمان‌ها نداشتند نیز در این خشونت‌ها شرکت داشتند. بسیاری از آنها از این فرصت برای غارت اموال، خانه‌ها و مغازه‌های یهودیان بهره بردند و در انظار عمومی، همسایگان یهودی خود را تحقیر کردند.

رهبران ارشد نازی شورش کریستال‌ناخت را به طور هدف‌مند هماهنگ و تحریک کردند. اما کوشیدند آن را به عنوان فورانی خودجوش و برنامه‌ریزی نشده از خشم عمومی علیه یهودیان جلوه دهند. رژیم نازی این خشونت‌ها را واکنشی طبیعی به ترور یک دیپلمات آلمانی به دست یک نوجوان یهودی به معرفی کرد در حالی‌که این روایت با واقعیت تطابق نداشت. مقامات نازی از این حادثه به عنوان بهانه‌ای برای شروع شورش استفاده کردند.

در واقع، کریستال‌ناخت (شب بلورین) یک خرابکاری و آتش‌سوزی سازمان‌یافته با حمایت مستقیم دولت بود. وزیر تبلیغات نازی‌ها، یوزف گوبلز، و به همراه دیگرمقامات ارشد نازی، با حمایت آدولف هیتلر، رهبر نازی، نقشی فعال در هدایت و هماهنگی این شورش داشت.

"Kristallnacht": nationwide pogrom

"کریستال ناخت"-- یا به معنای واقعی کلمه در زبان آلمانی، "شب بلور"-- معمولاً در زبان های دیگر "شب شیشه های شکسته" ترجمه شده و به پوگروم خشونت بار ضدیهودی در روزهای 9 و 10 نوامبر 1938 اشاره دارد. این پوگروم در سرتاسر آلمان به وقوع پیوست که در آن زمان اتریش و منطقه زودتنلند در چکوسلواکی را نیز شامل می شد. صدها کنیسه در سرتاسر رایش آلمان مورد حمله قرار گرفتند، تخریب و غارت شدند، و از میان رفتند. بسیاری از آنها به آتش کشیده شدند. به آتش نشانان دستور داده شده بود تا اجازه دهند کنیسه ها در آتش بسوزند اما از گسترش شعله های آتش به ساختمان های اطراف جلوگیری کنند. ویترین های هزاران مغازه متعلق به یهودیان شکسته و اجناس درون آن غارت شدند. گورستان های یهودیان مورد هتک حرمت قرار گرفتند. بسیاری از یهودیان مورد حمله افراد باندهای ضربت (SA) قرار گرفتند. دست کم، 91 یهودی در این پوگروم جان سپردند.

منابع، اعتبار:
  • US Holocaust Memorial Museum

 چرا به آن «کریستال‌ناخت» (Kristallnacht) می‌گویند؟

 شورش سراسری ضد یهودی نوامبر ۱۹۳۸ با نام‌های گوناگونی شناخته می‌شود.

 در نوامبر ۱۹۳۸، مقامات آلمان نازی معمولاً از این رویدادها به عنوان Aktion (به معنای «عملیات» یا «اقدام») یاد می‌کردند. گاهی آن را «اقدام یهودی» یا «اقدام انتقام‌جویانه» می‌نامیدند.

در مقابل، بسیاری از یهودیان و نهادهای یهودی این وقایع را پوگروم (کشتار قومی) توصیف می‌کردند. واژه‌ی پوگروم (Pogrom) ریشه‌ای روسی دارد و از قرن نوزدهم برای توصیف خشونت جمعی علیه یهودیان، به‌ویژه در امپراتوری روسیه و مناطق پیرامون آن به کار می‌رفته است. با استفاده از این اصطلاح، ناظران یهودی این رویداد را در امتداد تاریخ طولانی‌ از یهودستیزی و خشونت علیه یهودیان قرار می‌دادند. این واژه‌ همچنین بارها در گزارشات مطبوعات آمریکا درباره‌ی «کریستال‌ناخت» به کار گرفته شد.

در نهایت، اصطلاح «شب کریستالی رایش» (Reichskristallnacht در دوران نازی‌ها در میان افکار عمومی آلمان رواج یافت. این واژه به معنای «شب کریستال رایش» است و به خرده شیشه‌های پنجره‌های شکسته‌ای اشاره دارد که خیابان‌های آلمان را پوشانده بودند. بعدها این اصطلاح به شکل کوتاه‌تر کریستال‌ناخت "Kristallnacht" درآمد. در زبان انگلیسی، کریستال‌ناخت اغلب به عنوان «شب شیشه‌های شکسته» ترجمه می‌شود.

امروزه، اغلب در زبان آلمانی برای اشاره به این رویداد‌ها از اصطلاحات رایشس‌پوگروم‌ناخت (شب پوگروم رایش) یا نوامبرپوگروم (پوگروم نوامبر) استفاده می‌شود.

پیش درآمدی بر کریستال‌ناخت

 سال ۱۹۳۸ - سالی که کریستال‌ناخت در آن رخ داد - نقطه عطفی تعیین کننده درتاریخ آلمان نازی به شمار می‌آید. در آن سال، آلمان نازی با شدت بیشتری اهداف ایدئولوژیک خود را دنبال می‌کرد و از طریق الحاق اتریش در ماه مارس ومنتطقه‌ی سودتنلند در سپتامبر و اکتبر، قلمرو خود را گسترش داد.

 در طول سال ۱۹۳۸، رژیم نازی در عین‌حال، اقدامات فزاینده‌ی محدودکننده و خشونت‌آمیز ضد یهودی را نیز به اجرا گذاشت. هدف این سیاست‌ها، بیرون راندن یهودیان از آلمان نازی بود. در این چارچوب، یهودیانی که تابعیت و گذرنامه‌ی لهستانی داشتند و در آلمان یا سرزمین‌های تازه ضمیمه شده به آن زندگی می‌کردند، هدف قرار گرفتند. در فاصله‌ی ۲۷ تا ۲۹ اکتبر ۱۹۳۸، مقامات آلمانی بیش از ۱۷۰۰۰ یهودی را که بسیاری از آنها در آلمان متولد شده بودند، بازداشت و تبعید کردند. این اقدام که اغلب با عنوان «عملیات لهستانی» شناخته می‌شود، نخستین تبعید دسته‌جمعی یهودیان از آلمان نازی بود.

 در میان افراد تبعید شده توسط مقامات آلمان نازی، خانواده گرینشپان (Grynszpan) نیز حضور داشتند. زیندل و ریفکا گرینشپان که در سال ۱۹۱۱ به آلمان مهاجرت کرده بودند، به همراه دو فرزندشان از هانوفر به زبنشین در لهستان تبعید شدند. پسر ۱۷ ساله آنها، هرشل، در آن زمان در پاریس زندگی می‌کرد. وی پس از آگاهی از تبعید خانواده‌اش، به سفارت آلمان در پاریس مراجعه کرد و در صبح روز ۷ نوامبر، به ارنست فوم راث (Ernst vom Rath)، دیپلمات درجه دو آلمانیِ شلیک کرد و او را به شدت مجروح ساخت. به نظر می‌رسد انگیزه‌ی او خشم ناشی از اخراج والدین، برادرانش و دیگر یهودیان دارای تابعیت لهستانی بوده است.

رژیم نازی از این تیراندازی، به عنوان بهانه‌ای برای آغاز شورش گسترده‌ی ضد یهودی استفاده کرد. از ۷ نوامبربه بعد، گوبلز، وزیر تبلیغات، واکنش مطبوعات آلمان به این حادثه را به طور مستقیم هدایت کرد. روزنامه‌های نازی خبر این حمله را به طور گسترده پوشش دادند. مسئولیت آن را متوجه‌ی کل جامعه‌ی یهودی دانستند و به تحریک خشونت‌های ضد یهودی پرداختند. رژیم نازی همچنین مدعی شد که گرینشپان بخشی از یک توطئه‌ی جهانی یهودیان بوده است. در برخی مناطق، نازی‌های محلی، پیش‌دستانه وارد عمل شدند و به کنیسه‌ها و کسب‌وکارهای متعلق به یهودیان حمله کردند، اقداماتی که زمینه‌ساز وقایع کریستال‌ناخت شد.

 تحریک کریستال‌ناخت: شب چهارشنبه، ۹ نوامبر ۱۹۳۸

خشم نازی‌ها در وا کنش به تیراندازی به راث، عصر روز ۹ نوامبر به اوج رسید.

 ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر، ۹ نوامبر ۱۹۳۸: مرگ فوم راث

در ۹ نوامبر، رهبران حزب نازی از سراسر آلمان برای بزرگداشت سالانه‌ی «کودتای آبجوفروشی» - تلاش نافرجام هیتلر برای تصرف قدرت در آلمان در سال ۱۹۲۳- در مونیخ گرد هم آمده بودند. شامگاه همان‌روز، هیتلر و دیگر رهبران نازی از مرگ ارنست فوم راث بر اثر شدت جراحات مطلع شدند. از آن لحظه، روند حوادث با شتابی چشمگیر به سوی خشونتی سازمان یافته پیش رفت. 

۹:۳۰ تا ۱۰:۰۰ شب، ۹ نوامبر ۱۹۳۸: سخنرانی گوبلز

پس از انتشار خبر مرگ راث، هیتلر و گوبلز تصمیم گرفتند موجی از خشونت سراسری ضد یهودی را سازمان‌دهی کنند. گوبلز حدود ساعت ۹:۳۰ یا ۱۰ شب، در برابر مقامات نازی در مونیخ سخنرانی شدیدا یهودستیزانه‌ای را ایراد کرد. پس از این سخنرانی، مقامات نازی با حوزه‌های تحت فرمانروایی خود تماس گرفتند و دستورات لازم را مخابره کردند.

ساعت ۱۱:۵۵ شب، ۹ نوامبر ۱۹۳۸: دستور گشتاپو

هاینریش مولر (Heinrich Müller)، رئیس گشتاپو، اطلاعیه‌ای داخلی مبنی بر آغازعملیاتی گسترده علیه یهودیان را صادر کرد. او دستور بازداشت ۲۰ تا ۳۰ هزار مرد یهودی را صادر کرد و به پلیس تأکید کرد که تمرکز بر «یهودیان مرفه» باشد. 

ساعت ۱:۲۰ بامداد، ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸: دستورالعمل‌های هایدریش به پلیس

ساعت ۱:۲۰ بامداد، راینهارد هایدریش، فرمانده‌ی کل رئیس پلیس امنیت و اس‌دی (دایره‌ی اطلاعات اس‌اس)، دستورالعمل‌های تکمیلی را به نیروهای پلیس آلمان ابلاغ کرد. او تصریح کرد که پلیس در آنچه «تظاهرات» خوانده می‌شود، مداخله نکند. در عوض، به نیروها دستور داده شد که:

  • اطمینان یابند که شورش‌ها جان یا اموال غیریهودیان را تهدید نمی‌کند؛
  • تضمین دهند که آشوبگران هیچ وسیله‌ای را از خانه‌ها و فروشگاه‌های متعلق به یهودیان که هدف خرابکاری قرار گرفته‌اند، ندزدند؛
  •  تمام بایگانی‌های کنیسه‌ها را ضبط کرده و به سرویس امنیت ( Sicherheitsdienst یا SD) منتقل کنید؛ و
  •  مردان یهودی جوان، سالم و مرفه را دستگیر کنید.

دستور هایدریش به این معنی بود که اجازه‌ی جرایم، از جمله تخریب و آتش‌سوزی، بدون مداخله پلیس رخ دهند.

 کریستال‌ناخت: خشونت سازمان‌یافته در ۱۰-۹ نوامبر

 از اواخر شب نهم نوامبر، دستورالعمل‌های صادر شده از مونیخ، به سراسر نقاط آلمان و سرزمین‌های ضمیمه شده رسید. در نیمه‌‌ی شب و تا روز بعد، گروه‌هایی از اعضای اس‌اسSS، اس‌آSA و سازمان جوانان هیتلری حمله را آغاز کردند. در شهرهای کوچک و بزرگ، عاملان گاهی با لباس‌های رسمی نازی و گاه، با لباس غیرنظامی به جوامع یهودی یورش بردند. بسیاری از شهروندان عادی آلمانی نیز به این خشونت‌ها پیوستند. مهاجمان و قربانیان اغلب یکدیگر را می‌شناختند، به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها.

کنیسه‌های در آتش

Synagogue destroyed during Kristallnacht (the "Night of Broken Glass").

کنیسه ای که در طول "شب شیشه های شکسته" تخریب شد. دورتمونت، آلمان، نوامبر 1938.

منابع، اعتبار:
  • Stadtarchiv Dortmund

در جریان کریستال‌ناخت، گروه‌های نازی بیش از ۱۴۰۰ کنیسه را در سراسر آلمان و مناطق ضمیمه‌شده ویران یا به آتش کشیدند. سایر بناهای مذهبی و اجتماعی یهودیان، از جمله نمازخانه‌ها در گورستان‌های یهودیان را ویران کردند. در اغلب موارد، نازی‌های محلی، کنیسه‌ها را آتش زدند و گاه از مواد منفجره برای تخریب ساختمان‌ها استفاده کردند. آتش‌نشانان محلی صرفاً نظاره‌گر بودند و دستور داشتند از سرایت شعله‌های آتش به ساختمان‌های مجاور جلوگیری کنند.

 کنیسه‌های آلمان در دیدگان عموم، تمام شب و روز بعد در آتش می‌سوختند. این صحنه‌ها، در بسیاری از اماکن، به نمایش‌هایی عمومی با جمعیت بزرگی از تماشاچیان بدل شده بود. در برخی مناطق، یهودیان مجبور شدند به پاکسازی آوار شدند.

در چندین شهر، دانش‌آموزان آلمانی را برای تماشا و شرکت در این نمایش عمومی به محل آوردند.

 هتک حرمت تورات

 نازی‌ها علاوه بر تخریب اماکن مذهبی یهودیان، به متون، اشیاء و لباس‌های مقدس یهودیان، مانند شال‌های دعا، نیز بی‌حرمتی کردند. در سراسر آلمان و سرزمین‌های ضمیمه‌شده، گروه‌هایی از نازی‌ها، طومارهای مقدس تورات را به زمین انداختند، پاره کردند، سوزاندند یا در رودخانه‌ها انداختند.

در برخی موارد، خاخام‌ها و دیگر اعضای جامعه یهودی را مجبور می‌کردند که این اقدامات را تماشا کنند یا حتی در آنها شرکت کنند.

 تخریب کسب‌وکارهای متعلق به یهودیان

در سراسر آلمان و سرزمین‌های ضمیمه‌شده به آن، هزاران فروشگاه و محل کسب متعلق به یهودیان تخریب شد. ویترین مغازه‌ها را شکستند، اجناس مغازه‌ها نابود کردند و شعار‌ها و نمادهای یهودی‌ستیزانه بر دیوار‌ها نوشته و کشیده‌ند. با وجود دستور رژیم مبنی بر منع غارت، دزدی رایج بود. این حملات، اوج تقریباً پنج سال تبلیغات، تحریم‌های اقتصادی و تهدیدهای نازی‌ها بود.

ورود غیرقانونی به منازل یهودیان و تخریب آنها

گروه‌های مسلح به خانه‌های هزاران یهودی یورش بردند و آنها را تخریب کردند و ساکنان را به وحشت انداختند. در برخی موارد، آنها برای ورود، درب‌ها را شکستند. مهاجمان، به پنجره‌های خانه‌های یهودیان سنگ و آجر پرتاب می‌کردند. این کار اغلب در نیمه شب انجام می‌شد، و یهودیان را از خواب بیرون می‌کشیدند.

 آشوبگران اثاثیه‌ی مردم را از پنجره‌ها به بیرون پرتاب می‌کردند و ظروف، شیشه‌ها، پنجره‌ها و آینه‌ها را در هم می‌شکستند.صفحات کتاب‌هایشان را پاره می‌کردند و وسایل شخصی خانواده‌ها را از ملحفه وساعت‌، اسباب‌بازی‌ گرفته تا آثار هنری، سازهای موسیقی، لباس‌ و سایر دارایی‌های ارزشمند را نابود می‌کردند. با پتک و تبر اشیا را خرد می‌کردند و با چاقو پتوها و بالش‌ها را می شکافتند به گونه‌ای که پرها خانه‌ها و خیابان‌ها را می‌پوشاند. برای از بین بردن سایر وسایل روی آن‌ها آآب و جوهر می‌ریختند. در بسیاری از موارد، اموال گرانبهای یهودیان به سرقت برده می‌شد. در برخی شهرها، اوباش نازی حتی به پرورشگاه‌ها، خانه‌های سالمندان و بیمارستان‌های یهودیان نیز حمله کردند.

یورش خشونت‌بار به خانه‌های یهودیان، نقضی عمیق و تکان‌دهنده از حریم خصوصی و امنیت آنان بود. تا پیش از آن، اغلب اقدامات ضد یهودی، ماهیتی عمومی داشت و عرصه‌های شغلی و اقتصادی را هدف قرار می‌داد. «کریستال‌ناخت» این توهم را که خانه می‌تواند برای یهودیان پناهگاهی در برابر طرد اجتماعی و خطر باشد را در هم شکست.

 تحقیر و آزار علنی یهودیان

 در جریان کریستال‌ناخت، نازی‌ها یهودیان را در ملأ عام تحقیر و آزار می‌کردند. آنان را وادار به انجام کارهای خفت‌بار می‌ساختتند، اقداماتی که از شهری به شهر دیگر متفاوت بود. یهودیان صرف‌نظر از سن یا وضعیت جسمانی، مجبور به انجام حرکات و ورزش‌ها‌ی طاقت‌فرسا، خزیدن، مانند سگ‌ها پارس کردن؛ یا در میان ویرانی اموال خود رقصیدن، سرودهای نازی خواندن و یا بخش‌هایی از کتاب «نبرد من» اثر آدولف هیتلر را با صدای بلند قرائت کردن می‌شدند.

 انبوهی از آلمانی‌ها نظاره‌گر، در این تحقیرها مشارکت داشتند. آنها به همسایگان یهودی خود آب دهان می‌انداختند، تمسخرشان می‌کردند و روی آنها گل و لای می‌پاشیدند. بسیاری از قربانیان در حالی به خیابان کشیده می‌شدند که هنوز لباس خواب بر تن داشتند.

حمله و کشتار یهودیان

در جریان کریستال‌ناخت، اوباش نازی به یهودیان حمله کردند و حتی آنها را به قتل رساندند. گروه‌های نازی هنگام یورش به خانه‌ها، ساکنان یهودیان را مورد ضرب و شتم و آزار جسمی قرار می‌دادند. اسناد متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد در روزهای۱۰-۹ نوامبر مواردی از تجاوز جنسی، تیراندازی و چاقوکشی علیه یهودیان رخ داده است.

در جریان «کریستال‌ناخت» و حوادث پس از آن صدها یهودی جان خود را از دست دادند. برخی در جریان شورش به‌صورت تعمدی کشته شدند. برخی دیگر بر اثر اصابت گلوله، ضربات چاقو یا جراحات شدید ناشی از ضرب و شتم بعداً جان باختند. افزون براین، شماری نیز در پی عوارض پزشکی از جمله حملات قلبی ناشی از شوک و وحشت این وقایع، جان باختند. در طول کریستال‌ناخت و روزهای پس از آن، صدها یهودی دست به خودکشی زدند.

 دستگیری و زندانی کردن مردان یهودی در اردوگاه‌های کار اجباری

در شب کریستال‌ناخت، پلیس آلمان به دستور مقامات ارشد نازی ده‌ها هزار مرد یهودی را بازداشت کرد. این نخستین بار بود که رژیم نازی یهودیان را صرفاً به دلیل یهودی بودن، در چنین مقیاسی زندانی می‌کرد. این بازداشت‌ها جامعه یهودیان را دچار وحشت‌ عمیق کرد.

بر اساس دستورات صادر شده از سوی مولر و هایدریش، پلیس آلمان در ساعات اولیه‌ی بامداد۱۰ نوامبر، عملیات دستگیری‌ را آغاز کرد. نیروهای اس‌اس SS و اس‌آ SA به پلیس کمک می‌کردند و اغلب مردان یهودی را همراه با آزار و اذیت بازداشت می‌کردند. بازداشت‌شدگان معمولآ در زندان‌های محلی، مقرهای پلیس یا بازداشتگاه بزرگ نگهداری می‌شدند. در بسیاری از موارد، مقامات آنان را در خیابان‌ها و در برابر دیدگان مردم محلی می‌گرداندند.

 برخی از بازداشت‌شدگان آزاد شدند، اما اکثر آنها به اردوگاه‌های کار اجباری داخائو، بوخنوالد و زاکسنهاوزن منتقل شدند. در مجموع، حدود ۲۶ هزار مرد یهودی در این سه اردوگاه زندانی شدند. سیستم اردوگاه‌ها برای پذیرش چنین جمعیتی آمادگی نداشت و زندانیان در شرایط بدوی، متراکم و غیربهداشتی اسکان داده می‌شدند. نگهبانان اس‌اس با بی‌رحمی و قساوت با زندانیان رفتار می‌کردند، آنان را مرتب مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دادند و با فریاد و تهدید تحقیر می‌کردند. صدها نفر در نتیجه‌ی این رفتارهای خشونت‌بار، جان باختند.

 بیشتر این مردان، پس از چند هفته آزاد شدند اما در بسیاری از موارد، مجبور بودند کسب و کار خود را واگذار کنند یا ثابت کنند که قصد مهاجرت دارند. همسران، مادران و دیگر اعضای خانواد‌یه آنها اغلب با شجاعت در برابر مقامات نازی ایستادگی می‌کردند تا زمینه‌ی آزادی عزیزانشان را فراهم آورند. 

SS guards force Jews, arrested during Kristallnacht (the "Night of Broken Glass"), to march through the town of Baden-Baden.

نگهبانان اس اس یهودیان دستگیر شده در "شب شیشه های شکسته" را وادار به راه پیمایی در شهر بادن- بادن می کنند. آلمان، 10 نوامبر 1938.

منابع، اعتبار:
  • Bildarchiv Preussischer Kulturbesitz

رژیم نازی و پیامدهای شب کریستال‌ناخت

شورش کریستال‌ناخت حدود ۲۴ ساعت طول کشید. پس از فروکش کردن موج اولیه‌ی خشونت، رژیم نازی به بررسی و مدیریت پیامدهای منفی اقتصادی، حقوقی و افکار عمومی آن پرداخت. اگرچه این شورش با هماهنگی مقامات نازی صورت گرفته بود، اما جزئیات آن از پیش به دقت برنامه‌ریزی نشده بود و نحوه‌ی مواجهه با پیامد‌های آن تا حد زیادی به تصمیم‌گیرهای لحظه‌ای رهبران وابسته شد. 

پایان دادن به خشونت

در ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸، رژیم نازی دستور توقف شورش را صادر کرد.

 یوزف گوبلز در بخشی از بیانیه‌ای رادیویی اعلام کرد: «اکنون دستور اکیدی به تمام مردم داده می‌شود که از هرگونه تظاهرات و اقدامات بیشتر علیه یهودیان خودداری کنند... پاسخ نهایی به ترور یهودیان در پاریس از طریق قانون و احکام رسمی به یهودیان ابلاغ خواهد شد.»

 این بیانیه روز بعد در صفحه‌ی نخست روزنامه‌ها منتشر شد. در درون حزب، رهبران مختلف کوشیدند آشوب‌ها را مهار کنند. با وجود این دستورات، خشونت اوباش در برخی مناطق دست کم تا روز بعد ادامه یافت.

مقابله با افکار عمومی در داخل کشور

 ویرانی گسترده کریستال‌ناخت بسیاری از مردم، از جمله اعضای جامعه‌ی آلمان را که از نزدیک شاهد خشونت و پیامدهای آن بودند شوکه کرد. در حالی که شماری از آلمانی‌ها با شور و شوق در این شورش شرکت کرده و همسایگان یهودی خود را علناً تحقیر نمودند، بسیاری دیگر چنین نکردند. برخی حتی برای کمک مداخله کردند. عده‌ای با همسایگان یهودی خود ابراز همبستگی کردند یا از عاملان این حادثه انتقاد نمودند. تخریب بی‌دلیل اموال ارزشمند، به‌ویژه مورد انتقاد مردم قرار گرفت. برخی از آلمانی‌ها حمله به کنیسه‌ها را محکوم کردند، زیرا این اقدامات را تعرض به اماکن عبادت می‌دانستند. حتی برخی از رهبران مسیحی نیز با این موضوع مخالفت کردند.

 گوبلز با هدف جهت‌دهی افکار عمومی به سود نازی‌ها، به مطبوعات وابسته دستور داد تا شدت وقایع کریستال‌ناخت را کم‌اهمیت جلوه دهند. پروپاگاندای نازی‌، همچنان به تحریک حملات خشونت‌امیز علیه یهودیان و اهریمن‌سازی هرشل گرینشپان ادامه می‌داد، در عین حال تأکید می‌کرد که شورش ضد یهودی تکرار نخواهد شد.

مجبور کردن یهودیان به پرداخت خسارت اموال

رژیم نازی ناگزیر بود با پیامدهای اقتصادی این شورش نیز مواجه شود. برخی از رهبران نازی، به‌ویژه هرمان گورینگ، بیم آن داشتند که میزان خسارات مالی به حدی زیاد باشد که به اقتصاد آلمان آسیب برساند. در ۱۲ نوامبر، گورینگ نشستی با رهبران ارشد نازی برگزار کرد و در آن، دستورات هیتلر را ابلاغ نمود. این دستورات شامل موارد زیر بود:

  •  یهودیان ملزم به پرداخت جریمه‌ای معادل یک میلیارد رایش‌مارک به عنوان «غرامت تنبیهی» برای «نگرش خصمانه یهودیان نسبت به مردم آلمان و رایش» شدند؛
  •  مالکان یهودی مسئول پرداخت هزینه و جبران خسارات ناشی از اقدامات آشوبگران شناخته شدند؛ و
  • یهودیان حق دریافت غرامت بیمه برای اموال آسیب‌دیده‌ی خود را نداشتند و مبالغ مربوطه توسط دولت آلمان مصادره می‌شد.

در مجموع، این اقدامات یهودیان آلمان را، علیرغم اینکه خود قربانی حمله و آزار بودند، وادار به پرداخت پول به رژیم آلمان نازی کرد. این امر یهودیان آلمان را بیش از پیش به فقر کشاند.

مواجهه با پیامدهای قانونی

اکثر اقداماتی که آشوبگران در شب‌های ۱۰-۹ نوامبر انجام دادند، طبق قوانین آلمان، غیر قانونی بود. آتش زدن ساختمان‌ها، ورود غیرمجاز به منازل و تخریب فروشگاه‌ها جرم محسوب می‌شد. با این حال، به پلیس دستور داده شده بود که مداخله نکند و تقریباً در همه‌ی موارد، نیروهای پلیس از این دستور تبعیت کردند.

 در ۱۹ نوامبر، وزارت دادگستری دستورالعمل‌های محرمانه‌ای را برای دادستان‌های آلمان ارسال کرد و نحوه‌ی رسیدگی به پرونده‌های مربوط به وقایع ۱۱-۹ نوامبر را مشخص نمود. به دادستان‌ها گفته شد که پرونده‌های مربوط به خسارت وارد شده به اموال عمومی، کنیسه‌ها، مغازه‌های متعلق به یهودیان و خانه‌های آن‌ها را پیگیری نکنند. با این حال، مأمور شدند تا موارد غارت، قتل و جرایمی را که علیه آریایی‌ها ارتکاب یافته بود، تحت پیگرد قانونی قرار دهند. گشتاپو مسئول انجام تحقیقات اولیه بود و اکثر پرونده‌ها مختومه اعلام شدند. در نهایت، رژیم نازی برخی از افراد را به دلیل جرایم خاص، از جمله تجاوز جنسی، مجازات کرد. با این حال، بیشتر مجرمان به مجازات‌های سبک محکوم شدند.

 قوانین و مقررات ضد یهودی پس از شب کریستال‌‌ناخت

در ماه پس از کریستال‌ناخت، رژیم نازی مجموعه‌ای از قوانین و احکام را علیه یهودیان وضع کرد. این اقدامات، یهودیان را از حمل سلاح گرم، اداره‌ی فروشگاه‌های خرده‌فروشی، دریافت بسیاری از خدمات رفاه عمومی و تحصیل در مدارس دولتی منع می‌کرد. در ۲۸ نوامبر، فرمانی از سوی دولت آلمان به مقامات ایالتی و محلی ابلاغ شد که به آنان اجازه می‌داد محدودیت‌هایی در زمینه‌ی زمان و مکان حضور یهودیان در اماکن عمومی اعمال کنند. این فرمان، مبنای حقوقی لازم را برای اعمال مقررات منع رفت‌وآمد و دیگر محدودیت‌ها بر تردد یهودیان فراهم ساخت. سرانجام، فرمانی در ۳ دسامبر ۱۹۳۸ صادر شد، روند مصادره‌ و انتقال اجباری کسب‌و کارها و املاک متعلق به یهودیان را سامان‌دهی کرد. این فرآیند که در عمل چیزی جز غارت گسترده و سازمان یافته نبود، «آریایی‌سازی» (Aryanization) نامید گرفت.

 در مجموع، این قوانین و احکام یهودیان، را به طور کامل از حیات اقتصادی و اجتماعی آلمان حذف. این اقدامات بیانگر تشدید جدی سیاست‌های ضد یهودی نازی‌ها بودند. هدف این بود که با استفاده از تمامی ابزارها، یهودیان به ترک آلمان نازی وادار شوند و هرچه بیشتر اموال و دارایی‌های آنها مصادره گردد.

واکنش‌های بین‌المللی به شب کریستال‌ناخت

 رویدادهای نوامبر ۱۹۳۸در سراسر اروپا و آمریکای شمالی بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات داشت. در ایالات متحده، روزنامه‌ها به طور گسترده این شورش‌ها را پوشش دادند. فرانکلین دی. روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، حملات آلمان نازی علیه یهودیان را محکوم کرد و سفیر ایالات متحده در آلمان، هیو ویلسون، را برای مشورت به ایالات متحده فراخواند. در بریتانیای کبیر نیز دولت به گروه‌های امدادرسان اجازه داد تا طرح انتقال کودکان را سازماندهی کنند، اقدامی که در نهایت امکان فرار هزاران کودک از قلمرو تحت کنترل نازی‌ها را فراهم ساخت.

در 9 نوامبر 1938، نازی ها در سراسر کشور پوگرومی علیه یهودیان به راه انداختند. در طول این پوگروم، که به "شب شیشه های شکسته" معروف است، گروه های گارد ضربت آلمان (SA) هزاران مکان تجاری متعلق به یهودیان و صدها کنیسه را از میان بردند. در جریان این پوگروم حدود 100 یهودی کشته شدند. این قطعه فیلم، صحنه هایی از تظاهرات اعتراض آمیز در شهر نیویورک را نشان می دهد. خاخام استفن اس. وایز انزجار جامعه یهودیان آمریکا را اعلام می کند. پرزیدنت فرانکلین دی. روزولت، به عنوان بخشی از اعتراض رسمی دولت ایالات متحده علیه این اعمال خشونت آمیز، سفیر آمریکا در آلمان را فرا می خواند.

منابع، اعتبار:
  • Grinberg Archives

 چرا کریستال‌ناخت مهم است؟

شب کریستال‌ناخت نقطه‌ی عطفی تعیین کننده بود. در آن زمان، بسیاری از ناظران از آن با عناوینی چو «توحش» یا «بربریت» یاد می‌کردند. بسیاری تأکید داشتند که این رویداد، اصول بنیادین تمدن و پیشرفت را نقض کرده‌است.

 این اقدامات خشونت‌آمیز به خودی‌خود بی‌سابقه نبودند: خرابکاری و حمله سال‌ها از تاکتیک‌های ضدیهودی نازی‌ها به شمار می‌رفت. با این‌حال، کریستال‌ناخت ماهیتی تکان‌دهنده داشت: در آن شب، حمله، غارت، تخریب و آتش‌سوزی، به طور هم‌زمان و در مدت کوتاهی، در سراسر آلمان و سرزمین‌های ضمیمه‌شده به آن رخ داد. اینها اعمالی پراکنده و خودجوش نبودند، بلکه نمونه‌ای از تروریسم نظام‌مند تحت حمایت دولت به شمار می‌آمدند.

 کریستال‌ناخت پیامی روشن داشت: یهودیان در آلمان جایی نداشتند. هدف قرار دادن فروشگاه‌ها و کسب‌و کارهای متعلق به یهودیان، آنان را بیش از پیش از عرصه‌ی اقتصادی کشور بیرون راند. با به آتش کشیدن عبادتگاه‌های یهودیان، مشهودترین نمود حضور یهودیان در فضای شهری آلمان را محو کردند. یورش به خانه‌های یهودیان و تخریب اموال خصوصی و شخصی آنها نشان داد که هیچ نقطه‌ای در آلمان برای یهودیان امن تلقی شود. بازداشت بی‌دلیل مردان یهودی بی‌گناه نیز آشکار ساخت که رژیم نازی تا چه اندازه برای بیرون راندن یهودیان از آلمان آماده‌ی پیشروی‌است.

 یهودیان این پیام را به روشنی دریافت کردند. پس از شب کریستال‌ناخت، بسیاری به این نتیجه رسیدند که دیگر آینده‌ای برای آنان در آلمان وجود ندارد.

زیرنویس

  1. Footnote reference1.

    اکثر اخراج‌شدگان، ساکنان قانونی و دیرینه‌ی آلمان بودند. شمار قابل توجهی در همین کشور متولد شده بودند با این‌حال آنها تابعیت آلمانی نداشتند زیرا قانون تابعیت آلمان بر اساس تابعیت والدین تعریف می‌شد، نه بر اساس محل تولد فرد.

Thank you for supporting our work

We would like to thank Crown Family Philanthropies, Abe and Ida Cooper Foundation, the Claims Conference, EVZ, and BMF for supporting the ongoing work to create content and resources for the Holocaust Encyclopedia. View the list of all donors.

واژه‌نامه